آهنگ های ویژه و برتر آرشیو ویژه
تمامی فعالیت های دانلود آهنگ های قدیمی و جدید | فور سانگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد
  • دانلود آهنگ قدیمی
  • بدون نظر
  • 9 می 2019
  • 699 بازدید
آهنگ های دایه دایه دایه از علی خشت زر-

دانلود آهنگ با تو هستم هر کجا هستم

متن آهنگ قدیمی

با تو هستم

به بهار می طلب کن منشین به کار دیگرکه بسی امید باید که رسد بهار دیگربشمر غنیمت ارزان که رسی به روزگاریکه خطا بود نشستن پی روزگار دیگر
نمیدانم نمیخواهم بدانم که ساز کهنه عشقم شکسته
نمیخواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته
نمیدانمنمیخواهم بدانمکه ساز کهنه عشقم شکسته
نمیخواهم بدانم در نگاهمغروب غربت صحرا نشسته
خانه عشق من اکنون بی تو رنگ غم گرفتهمحفل پرشور من از دوریت ماتم گرفته
من تو را هر نیمه شب محزون و خاموشبا دو چشم مست و غمگین جستجو کردم
همچو یک دیوانه عاشق به یادمکوچه های آشنا را زیر و رو کردم
تا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسسته سایه سرد جدایی در میان ما نشسته
دل مگو با من که او دیوانه ای دیوانه ای بوددر میان سینه ام دیوانه ای بیگانه ای بود
دل مگو با من که او دیوانه ای دیوانه ای بوددر میان سینه ام دیوانه ای بیگانه ای بود
بر تو نفرین من ای دل بی حاصل من
من ز دست تو چنین افسانه گشتماز همه خلق جهان بیگانه گشتم
خسته ام دیوانه دل زین بی قراریمن ندارم طاقت دیوانه داری
خسته ام دیوانه دل زین بی قراریمن ندارم طاقت دیوانه داری
شکسته خاطر و آزرده جان و خسته تنمکسی مباد چنین زار و مبتلا که منم
بلای جان من این عقل مصلحت بین استبیار باده که غافل کند ز خویشتنم
چو شمع آتش سوزان درون جان دارمببین به روشنی فکر و گرمی سخنم
در شعله آن شمعدر شعله آن شمع که افروخته بودم
ای کاشای کاش که پروانه صفت سوخته بودم
نقشی ز وفا نیست

نقشی ز وفا نیست در این مرحله یاربمن درس وفا را ز که آموخته بودم
در شعله آن شمع که افروخته بودم ای کاش
ای کاش که پروانه صفت سوخته بودم
نقشی ز وفا نیست
نقشی ز وفا نیست در این مرحله یاربمن درس وفا را ز که آموخته بودم
افسوس که روشنگر بزم دگران شدشمعی که ز سوز جگر افروخته بودم
آن کو به تمنای تو رسوای جهان گشتای آفت هستی من دلسوخته بودم
یکرنگی و تسلیم و صفا را همه ای عشقدر سینه به سودای تو اندوخته بودم
از این دل داد من بستان خدایاز دستش تا به کی گویم خدا دل
به تاری گردنش را بسته زلفت فقیر و عاجز و بی دست و پا دل
نمیدانم نمیخواهم بدانم که ساز کهنه عشقم شکسته
نمیخواهم بدانم در نگاهم غروب غربت صحرا نشسته
خانه عشق من اکنون بی تو رنگ غم گرفته محفل پرشور من از دوریت ماتم گرفته
من تو را هر نیمه شب محزون و خاموشبا دو چشم مست و غمگین جستجو کردم
همچو یک دیوانه عاشق به یادم کوچه های آشنا را زیر و رو کردم
تا به چشم خویش دیدم هرچه بود از هم گسسته سایه سرد جدایی در میان ما نشسته.

0
پخش آنلاین آهنگ

نظرات کاربران

[ نظر شما بعد از تایید نمایش داده میشه ]
شما اولین نفر باشید که در مورد این آهنگ نظر می نویسید