آهنگ های ویژه و برتر آرشیو ویژه
تمامی فعالیت های دانلود آهنگ های قدیمی و جدید | فور سانگ تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد
  • دانلود آهنگ قدیمی
  • بدون نظر
  • 26 آوریل 2019
  • 3,640 بازدید
آهنگ میخوامش بی نهایت عهدیه

دانلود آهنگ بهار بهار از حمیرا

متن آهنگ قدیمی

بهار بهار امسال موقع کار امسال

بجاي جو و گندم کاشتن دار امسال
آه بهار بهار امسال
يه خونه بي غذا نيستيه سفره توش غذا نيست
جز اونا که اميرند يه آدم رضا نيست
شعر وترانه مردن شاعرا رو شمردن
شبي که عروسي داشتن بجشن گوله بردن
بهار بهار امسال
ده به ده بچه ها شون بريده دست و پا شون
نصف شباتو زندون در ميارند چشاشون
يه کوچه نيست ببيني داغ جوون ندارن
اين همه عاشق و اونجا نام و نشون ندارن
بهار بهار امسال
از اون همه قشنگيهاخبر نيست وطن نگو اونجا ديگه وطن نيست
وطن نگو اونجا ديگه وطن نيست
تو کوچه هاش چوبه داره اونجا آدم کشي خودشيه کارهاونجا
بهار بهار امسال
برابري برادري دروغه تو صف مردنم بري شلوغه
منبر و مسجدمثل قبله گاه ارزش جون قيمت پر کاه
هيشکي به فکر هيشکي نيست عجيبه
آدم تو آب وخاکشم غريبه
بهار بهار امسال
قوم مغول اومده باز دوباره يخ زده مغز مردم بيچاره
آفت طاعون زده جاليزارو با نعش مردم مي سازن ديوارو
نه راه پس داريم نه راه پيش حرف بزني همونجا کشته ميشي
بهار بهار امسال موقعه کار امسال
بجاي جو و گندم کاشتن دار امسال
بهار بهار امسال بهار بهار امسال آه بهار بهار امسال
سر پنجه به چشمانم بگرفتم و بستم چشم
پيشاني خود پنهان بر پنجه خود کردم
تا داغ شکستم را از خلق کنم پنهان
اما تو که مي بيني اما تو که مي داني تنها ترم از تنها
اي ياور بي ياران اين دست من واين دست من واين توبس کن ديگر
اين بازي آخر به چه مي نازي خود مي شکني آسان هر چيز که مي سازي
يک تن بود از ما تو اي رهبر گمراهانيا مي کشيم با خود يا مي کشمت آسان
نه صبح جلا دارد نه سينه صفا دارداندوه غروبي نيست اميد به فردا چيست
امشب غم و فردا غم بي عشقم و بي عالم تنها ترم از تنها
اي ياور بي ياران اينک من و اينک تو داد دل من و بستان
از صفحه اين گيتي محوم کن و پاکم کن تا با تو در آميزم تا با تو درآميزم خردم کن خاکم کن
خدايا کفر ميگويم پريشانم پريشانم
چه ميخواهي تو از جانم نمي دانم نمي دانم
مرا بي آنکه خود خواهم مرا بي آنکه خود خواهم
اسير زندگي کردي تو مسئولي خداوندابه اين آغاز و پايانم
من آن بازيچه اي هستم من آن بازيچه اي هستم
که مي رقصم به هر سازت تو مي خندي به اين چشمان گريانم
نه در مسجد نه ميخانه نه در ديري نه در کعبه
من آن بيدم که مي لرزم دگر بر مرگ ايمانم
خدايي نا خدايي هرچه هستي غافله اي يارم
که من آن کشتيکه من آن کشتي بشکسته اي در کام طوفانم
تويي قادرتويي مطلق نسوزان خشک وتر با هم
که من فرياد ز نسلي آسي و قومي پريشانم.

0

نظرات کاربران

[ نظر شما بعد از تایید نمایش داده میشه ]
شما اولین نفر باشید که در مورد این آهنگ نظر می نویسید